ایجاد بازاری داغ برای ایده تان-بخش چهل و نهم

ایجاد بازاری داغ برای ایده تان-بخش چهل و نهم

نویسنده: لورن وایتهد و دکتر جان پی. کاتر

مدیر ارشد نوآوری  شرکت کاتر اینترنشنال، سازمانی که رهبران سازمان هارادر امر تسریع  پیاده سازی واجرای راهبردها یاری می نماید. وی استادرهبری و مدیریت سازمانی در دانشگاه هاروارد ، می باشد .

 

 

 

 

برگردان : علیرضا مکری

(قابل توجه به پژوهشگران عزیزی که به تازگی به جمع خوانندگان سلسله ستون های ترجمه  کتاب Buy-in (ایجاد بازاری داغ برای ایده تان) پیوسته اند :

 نویسنده کتاب : دکتر جان پی کاتر از اساتید دانشگاه هاروارد در زمینه رهبری سازمانی و رهبری تغییر می باشند که چندیدن کتاب از ایشان با نام های رهبری تغییر ، قلب تغییر ، حس فوریت ... به زبان های مختلف دنیا ترجمه شده است .

کتاب Buy-in (ایجاد بازاری داغ برای ایده تان) ، نخستین بار توسط اینجانب علیرضا مکری ترجمه و از طریق این وبلاگ منتشر می گردد.)

درباره کتاب

وی(سعید عقل کل زاده) ادامه می دهد : " معلوم است که همگی تان از چنین مشکلی(آتش سوزی) بی خبر بوده اید وگرنه جهت تنویر افکار عمومی حتماً تاکنون به آن اشاره کرده بودید.

بسیار از این موضوع نگرانم که چند نکته مهم ایمنی و امنیتی  دیگری همانند موضوع اخیر قربانی عجله و شتاب طراحان این طرح شده است.

با این وضع ، به نظر من به نفع همه است که این طرح به کمیته ایمنی کتابخانه ارجاع گردد تا اطمینان حاصل نماییم که طرح مذبور در بردارنده هیچ خطر ناخواسته ای نیست ."

شما هیچ اطلاعی از آن آتش ندارید ، اما زمان طولانی است که  سعید عقل کل زاده از آن اطلاع دارد. وی می توانست پیش از این  به شما هشدارهای لازم را بدهد تا شما بررسی نمایید که آیا در مورد موضوع آتش سوزی دغدغه مهمی وجود دارد یا خیر .

اما وی ترجیح داد که با یک لبخند مستبدانه بر لب  ، شما را با طرفند مچ گیری پیش چشم همگان ضایع کند .  

ایجاد بازاری داغ برای ایده تان-بخش چهل و هشتم

  ایجاد بازاری داغ برای ایده تان-بخش چهل و هشتم

نویسنده: لورن وایتهد و دکتر جان پی. کاتر

مدیر ارشد نوآوری  شرکت کاتر اینترنشنال، سازمانی که رهبران سازمان هارادر امر تسریع  پیاده سازی واجرای راهبردها یاری می نماید. وی استاد رهبری و مدیریت سازمانی در دانشگاه هاروارد ، می باشد .

 

 

 

برگردان : علیرضا مکری

دو نفر دیگر برخاسته و  از هنک تعریف می کنند .  در اینجا از بیان جزئیات آن چه که آنها بیان نمودند ، صرف نظر می گردد چرا که مخلص کلامشان این است که طرح شما طرحی بسیار خوب است و ما باید به نفع آن رای دهیم .

 امّا به ناگاه ...
 سعید عقل کل زاده با لبخندی شیطنت آمیزبر لب ،  از جا بر می خیزد .
 وی رویش را به سمت هنک کرده امّا این بار ازنگاه مستقیم در چشمان وی خودداری  می ورزد . " من از تلاشی که  یکایک شما صرف انجام طرح مذبور نموده اید قدردانی می کنم  و همچنین باید اذعان نمایم که پاسخ های شما در خصوص دغدغه هایی که پیش از این مطرح نمودم ، راضی کننده بود . امّا،باید بگویم که اشکالی مهلک در طرح شما وجود دارد که به نظر می رسد مورد غفلت واقع شده است ."
 وی چیزی در دست دارد . " در اینجا من مقاله روزنامه ای در دست دارم که پارسال منتشر شده است و حاکی از این است که خانه ای طعمه حریق شده است و منشاء آتش سوزی یک دستگاه رایانه معیوب خریداری شده از  فروشگاه  سنتر ویل بوده است ."
 وی چنان  ظاهر نگرانی  به خود گرفته است ، گویی هیچ کس به اندازه وی به فکر همسایگانش نیست !

ایجاد بازاری داغ برای ایده تان-بخش چهل و هفتم

 ایجاد بازاری داغ برای ایده تان-بخش چهل و هفتم

نویسنده: لورن وایتهد و دکتر جان پی. کاتر

مدیر ارشد نوآوری  شرکت کاتر اینترنشنال، سازمانی که رهبران سازمان هارادر امر تسریع  پیاده سازی واجرای راهبردها یاری می نماید. وی استادرهبری و مدیریت سازمانی در دانشگاه هاروارد ، می باشد .

 

 

 

 

کاش با یکی دیگر از آن اظهار نظرهای دوستانه و کمتر خضمانه  ، مواجه می شدید  ؛ امّا صد افسوس که کسی غیر از خانم کبری ریسک گریزیان دست خود را بلند ننموده است . هنک به او اجازه صحبت می دهد .

ادامه نوشته

ایجاد بازاری داغ برای ایده تان-بخش چهل و ششم

 

نویسنده: لورن وایتهد و دکتر جان پی. کاتر

مدیر ارشد نوآوری  شرکت کاتر اینترنشنال سازمانی که رهبران سازمان هارادر امر تسریع  پیاده سازی واجرای راهبردها یاری می نماید. وی استاد رهبری و مدیریت سازمانی در دانشگاه هاروارد ، می باشد .

 

 

برگردان : علیرضا مکری

متوجه یکی از همسایگانتان می گردید که در ردیف اول نشسته و به شما خیره شده است .  وی دوران بسیار سختی را پشت سر گذاشته است . پس از این که دو سال پیش به دنبال یک تعدیل نیرو ، شغل خود را از دست داد ، به مدت چهارده ماه ، آگهی های استخدامی را که به مهارت هایی بسیار پایین تر از مهارت های وی نیازداشت ، رد می کرد  تا این که بالاخره شغلی مناسب پیدا نمود . با کمال تاسف ، شرکت مذبور نیز به ورطه ورشکستگی افتاد و وی دوباره بیکار شد . امشب او بسیار سرخورده و افسرده به نظر می رسد . دو فرزند دارد و وسعش نمی رسد ، رایانه ای بهتر از آن چه که در کتابخانه موجود است برای فرزندانش تهیه نماید . صحنه ای است بسیار رقت انگیز و  دردناک .

ایجاد بازاری داغ برای ایده تان-بخش چهل و پنجم

 


نویسنده: لورن وایتهد و دکتر جان پی. کاتر

مدیر ارشد نوآوری  شرکت سازمانی که رهبران سازمان هارادر امر تسریع  پیاده سازی واجرای راهبردها یاری می نماید. وی استاد رهبری و مدیریتسازمانی در دانشگاه هاروارد ، می باشد .

 

 

 

 

 

 

برگردان : علیرضا مکری

 

 

 در ذهنتان ، افکار مختلف  با سرعتی نزدیک به نور ، رژه می روند .

کتابداری که لبخند به لب دارد=خوب، تعدادی بیشمار نارنجک که در حال پرتاب شدن به سمت برجک شما است=بد ، نحوه اداره جلسه توسط هنک=تا این لحظه  فوق العاده ، آقای عقل کل زاده که همچون ماری زخمی مترصد فرصتی برای حمله است= به طرز غیر قابل تحملی آزار دهنده .

هنک غیر از مطالبی که شب گذشته برایتان توضیح داده است ، کار دیگری انجام نمی دهد . با این وجود شما از این موضوع حیرت زده اید که وی با چه ظرافت و استادی به فرمول بنیادین خود که قایل شدن احترام برای همه تحت هر شرایطی ،  ارائه پاسخ های روشن و ساده ، نگاه نمودن مستمر به همگی حضار  و صد البته استفاده از مطالب موجود در دفترچه یادداشت 3 صفحه ای اش، جامه عمل می پوشاند.

به میز روبروی هنک نگاه می کنید ، تنها 3 برگ یادداشت است (، نه 33 برگ ، نه 133 برگ !)

ایجاد بازاری داغ برای ایده تان-بخش چهل و چهارم

 

 


نویسنده: لورن وایتهد و دکتر جان پی. کاتر

مدیر ارشد نوآوری  شرکت سازمانی که رهبران سازمان هارادر امر تسریع  پیاده سازی واجرای راهبردها یاری می نماید. وی استاد رهبری و مدیریتسازمانی در دانشگاه هاروارد ، می باشد .

 

 

 

 

 

 

برگردان : علیرضا مکری

 

 

 

 
 

هنک در پاسخ حمید باهوش نشان می گوید :" آقای باهوش نشان عزیز ، اگر ما گفته بودیم که رایانه های جدید  به تنهایی تمامی معضلات کتابخانه را حل می کنند ، باید اذعان کنم که نتوانسته ایم که منظور خود را به روشنی بیان نماییم. تعالی کتابخانه ، مرهون کتاب های با کیفیت ،استفاده بهینه از فضا،تعمیر و نگهداری مناسب و در عین حال مقرون به صرفه و از همه مهمتر، کارکنان ورزیده است ."

 

شب گذشته ، هنک داستانی از یکی از همکارانش برایتان تعریف نموده بود که همیشه برای حمله  به ایده ها از این حربه استفاده می نماید که  پس از  بیان پیچیدگی ها و فراز و نشیب های مساله ، می گوید : "ایده شما به طرز ناامید کننده ای ، ساده انگارانه است !" وی همچنین کارساز ترین پدافند در برابر چنین حملاتی را با شما در میان گذاشته بود .

 

هنک می گوید :"حمید جان ، کارکنان صدیق کتابخانه بارها در مورد مساله رایانه ها ، تقاضای رسیدگی نموده اند و به همین خاطر است که ما داریم در مورد آن صحبت می نماییم.

 

آنها نیز همان گونه که ما می دانیم ، می دانند که این مساله تنها بخشی  کوچک از دورنمای بسیار بزرگتر امور کتابخانه است . با این وجود ، بخشی  که در آن ما با خوش شانسی هر چه تمام تر ، توانستیم فرصتی بسیار شگرف جهت خدمت رسانی ، بیابیم ." هنک لبخند ملیحی به لب دارد . وی در ادامه می افزاید :"پس هیچ کلیدی از جنس زیرکنیوم برای حل تمامی معضلات ،در جیب نداریم که آن هم به نوبه خود ، راهکاری غیر واقعی و ساده لوحانه است . این طرح ، تنها به بخش کوچکی از دورنمای بسیار بزرگ امور و چالش های کتابخانه می پردازد که در بطن آن افرادی فداکار حضور دارند که آن چه را  ما به آن محتاجیم ، نستوهانه و عاشقانه،  برایمان فراهم می سازند و خودشان نیز به این رسالت ، ایمان و باوری راسخ دارند."

 

دیگر حالا سرکتابدار،  لبخندی کاملاً مشهود به لب دارد .

ایجاد بازاری داغ برای ایده تان-بخش چهل و سوم

 

 


نویسنده: لورن وایتهد و دکتر جان پی. کاتر

مدیر ارشد نوآوری  شرکت سازمانی که رهبران سازمان هارادر امر تسریع  پیاده سازی واجرای راهبردها یاری می نماید. وی استاد رهبری و مدیریتسازمانی در دانشگاه هاروارد ، می باشد .

 

 

 

 

 

 

برگردان : علیرضا مکری

 

 

 

هنک نمی گوید نظیر "فروشگاه سخت افزار چپمن" ، امّا مشاهده می کنید که نگاه تعدادی از حضار  به یکی از کارکنان بازنشسته فروشگاه سخت افزار چپمن دوخته شده است  . در نگاه وی به هنک گویی این پیام نهفته است که " راست می گویی. جای تاسف است که پسر مایک(صاحب اصلی فروشگاه سخت افزار ) شایستگی  پدرش را نداشت ."

 
 

پیش از  این که ملیحه بتواند به خود آید ، آقای باهوش نشان ایستاده و می گوید :" به نطر من طرح شما بسیار ساده انگارانه است ."

 
 

وی واژه ساده انگارانه را به طرز حماقت باری تلفظ می  نماید . " در طرحتان  چند عدد رایانه را همانند  شاه کلید طلایی برای تمامی معضلات بغرنجی که برشمرده اید ، جلوه داده اید."

 

نه شما و نه هنک تاکنون نامی از شاه کلید طلایی نبرده بودید .

 

آقای باهوش نشان ادا مه می دهد :" در این که بهره گیری از رایانه های خوب باعث سهولت انجام کارها می شود ، حرفی نیست . امّا آیا این طرح در حالی که اکثر مردم در خانه خود ، رایانه  دارند ، محلی از اعراب دارد ؟"

 

کودکانی که در خانواده های فقیر زندگی می کنند از رایانه محرومند . همچنین افراد سالخورده از اقشار آسیب پذیری که حقوق ثابتی دارند نیز با این معضل دتس و پنجه نرم می کنند .

 

حمید باهوش نشان در ادامه می افزاید :" تعالی کتابخانه ، راهکاری پیچیده دارد که در برگیرنده  وضعیت کیفی کتابداران ، وضعیت حقوق و پاداش آنها ، کیفیت کتاب ها ، بهره گیری بهینه از فضای محدود کتابخانه و...، موارد زیادی که می توانم ساعت ها به آن اشاره کنم، دارد ."

 

 خدا خدا می کنید که وی ادامه ندهد. امّا متاسفانه او دست بردار نیست .

 

وی می گوید :"به نظر می آید که ناتوان از درک این موضوعید . این که چند رایانه همانند یک کلید جادویی از جنس زیرکنیوم[1] عمل نماید ، رقت انگیز است ."

 

حمید باهوش نشان می نشید .در دل  احساس غرور و تکبر می کند . ذهنتان برای چند لحظه به هم می ریزد . آیا زیر کنیوم یک فلز است ؟

تلاش می کنید افکار خود را جمع و جور نمایید . او چه می گوید ؟ یک برنامه به تنهایی نمی توانند تمام دردها را درمان نماید . هیچ کسی نیز تابه حال نگفته است که  طرح رایانه ها قصد دارد تمام مشکلات را یک شبه حل نماید .

 

 


[1]Zirconiumیکفلزدرجدولمندلیف(م.)

 

ایجاد بازاری داغ برای ایده تان-بخش چهل و دوم

 

 


نویسنده: لورن وایتهد و دکتر جان پی. کاتر

مدیر ارشد نوآوری  شرکت سازمانی که رهبران سازمان هارادر امر تسریع  پیاده سازی واجرای راهبردها یاری می نماید. وی استاد رهبری و مدیریتسازمانی در دانشگاه هاروارد ، می باشد .

 

 

 

 

 

 

برگردان : علیرضا مکری

 

 

 

امّا شما می دانید که دغدغه خانم بادی به هر جهت فر  ، تا حدودی بجاست  و بلافاصله به یاد فروشگاه بزرگ  سخت افزار چپمن که در همین نزدیکی های کتابخانه واقع شده است ،می افتید . برخی دیگر از افراد نیز دقیقاً در همین فکر هستند و این موضوع شما را مشوش می کند .

 

 پدر مایک چپمن ، بزرگترین فروشگاه سخت افزار شهر سنترویل را بر اساس این عقیده  راسخ بنا نهاد که بایستی با  تک تک  مشتریان ،به بهترین وجه ممکن برخورد گردد . امّا با مرگ پدر مایک ، و تصاحب زمام امور توسط وی ، این ارزش ها،رفته رفته رنگ باخت . کارکنان با سابقه کنار فتند . زمانه تغییر کرد . استخدام کارکنان جدید از نسلی متفاوت و  در شرایطی متفاوت صورت پذیرفت . و مایک ظاهراً ، هیچ اقدامی در واکنش به شرایط جدید  ننمود . می دانید که وی به کارکنان جدید هیچ آموزشی در خصوص نحوه ارائه خدمت به مشتریان ارائه ننمود ؛ پسر همسایه تان که در فروشگاه وی مشغول به کار است ، این گفته را تایید می کند . نتیجه معلوم است .

 
 

فروشگاه از این رو به آن رو شده است ، نه فقط در محصولاتی که می فروشد ، بلکه در ارزش هایی که کارکنانش به آن باور مندند . مطمئنید که هیچ کس در سنتر ویل از این وضعیت ، خشنود نیست .

 

هنک دوباره سر خود را تکان می دهد و می گوید :"سرکار خانم ملیحه ، بادی به هر جهت فر ، درباره این موضوع که بهترین راه حفظ آثار و ارزش های کتابخانه ، بازماندن از متحول شدن باشد آن هم در زمانی که تمام محیط پیرامون ما ، دستخوش تغییرات شگرفی است ، تردید دارم. امّا مطمئنم که تاریخ،  مملو از مثال هایی بارز از سازمان ها و ملت هایی است که به دلیل عدم توفیق در انطباق پذیری و سازگاری ، رفته رفته آن چه را که ارزش زیادی برایش قایل بودند ، از دست داده اند. 

 

شما به حضار –و نه به ملیحه-نگاهی می اندازید .

 

"با این وجود ، آنچه را ما در این طرح به آن نیاز داریم –همانا یاری نمودن کتابخانه در حفظ ارزش هایی است که تاکنون برای ما مهم بوده است و به آن دست یازیده ایم . گمان می کنم این مساله ، کمی بغرنج به نظر می آید- چرا که ما باید در برخی ساحت ها تغییر نماییم تا بتوانیم در دیگر ساحت ها بدون تغییر ، باقی بمانیم . امّا مثال های بسیار بارزی از سازمان هایی وجود دارد که در آنها ارزش ها و آرمان ها به دلیل عدم تحرک افراد هنگام تغییر شرایط و زمانه ، دچار افول شده اند ."

ایجاد بازاری داغ برای ایده تان-بخش چهل و یکم

 


نویسنده: لورن وایتهد و دکتر جان پی. کاتر

مدیر ارشد نوآوری  شرکت سازمانی که رهبران سازمان هارادر امر تسریع  پیاده سازی واجرای راهبردها یاری می نماید. وی استاد رهبری و مدیریتسازمانی در دانشگاه هاروارد ، می باشد .

 

 

 

 

 

 

برگردان : علیرضا مکری

 

 

باید قبل ها فکرش را می کردید . قریب به اتفاق انتقادات  سنگین امشب ، منفی و بر علیه شما بوده است .علی رغم پاسخ های استادانه هنک ، خانم ملیحه بادی به هر جهت فر هم ، همسو با موج شنا می کند -خواهی نشوی رسوا ، هم رنگ جماعت شو.(م)-.

مغزتان سوت می کشد . او چه می گوید ؟ آیا خانم همه چی آرام زاده هم همین حرف ها نزده بود ؟ امّا در این جا تاکید بر ریشه کن نمودن ارزش ها و آرمانهاست و نه بر این موضوع که "ما که تاکنون خوش درخشیده ایم ، چرا باید به خود زحمت تغییر دادن را بدهیم؟"، است .  شخصی از درونتان نجوا می کند که ای کاش ، هنک این موضوع را فیصله داده و ختم به خیر نماید .

 

در طول سالیان متمادی ، ایده های زیادی را مشاهده نموده اید که به آنها توسط افرادی که فریاد "وااسفا! ،سنت و آرمانمان نابود شد "، سر داده اند ، انگ تجدد طلبی چسبانیده شده است . افرادی که یا به دنبال نیل به  اهداف نامشروع و شومشان هستند  و یا اگر که دلسوز و بی پیرایه هم باشند ، نمی خواهند از گذشته وهم آلود، راکد و مرداب مانند خود بیرون آیند .

 

ایجاد بازاری داغ برای ایده تان-بخش چهلم

 


نویسنده: لورن وایتهد و دکتر جان پی. کاتر

مدیر ارشد نوآوری  شرکت Kotter International  سازمانی که رهبران سازمان هارادر امر تسریع  پیاده سازی واجرای راهبردها یاری می نماید. وی استاد رهبری و مدیریتسازمانی در دانشگاه هاروارد ، می باشد .

 

 

 

 

 

 

برگردان : علیرضا مکری

 

 

 
 

ملیحه خانم ، معلمی مهربان و فداکار –دل زنده ، شوخ طبع ، اهل معاشرت ، شنونده ای صبور ، امّا  کمی وسواسی- است . متاسفانه وی -همانند یک ساعت پیش -، دیگر لبخندی به لب ندارد.

خطاب به هنک می گوید :" ظاهراً شما جواب همه سوالات را دارید . امّا شنیدن این گونه صحبت ها نگرانم می کند . شما دارید در مورد بسیج مضاعف عزم ها و تلاش ها  در خصوص روزآمد نمودن رایانه ها صحبت می کنید ، امّا آیا نباید تلاش ما معطوف به بهبود و تقویت مجموعه کتاب ها گردد ؟ تمام هم و غم ما در اینجا باید وقف کتاب خوانی ، دانش اندوزی ، مطالعه ، ... گردد ؛ مگر نه این است ؟"

نگاهی به دور تا دور سالن می اندازد تا مطمئن شود حرف دل حضار را می زند .

 

در ادامه می افزاید :"این خطی است که ما پیرو آنیم . این خطی  است که ما همیشه پیرو آن بوده ایم . هیچ کس در این جمع ، این گفته را   که رابطه ای میان ارزش ها و آرمان های ما و موفقیت کتابخانه وجود ندارد ، باور نمی کند ."

درنگی مختصر نموده و با دلهره  می خواهد ببیند که چه کسی با حرف او که به نظرش حرف حساب است ، مخالفت می کند ؟

"امّا چند لحظه بر این برنامه تعمق نمایید .  آیا این طرح سنخیتی  با کتاب و کتابخانه دارد ؟ ایا در کنه این ایده ، ارتباطی با آموزش و دانش اندوزی مشاهده می کنید ؟ به نظر من ، این ایده ریشه آرمان هاو ارزش های این کتابخانه را خواهد خشکانید ."

 ملیحه خانم بالاخره می نشیند .

 

ایجاد بازاری داغ برای ایده تان-بخش سی و نهم


نویسنده: لورن وایتهد و دکتر جان پی. کاتر

مدیر ارشد نوآوری  شرکتKotter International  سازمانی که رهبران سازمان هارادر امر تسریع  پیاده سازی واجرای راهبردها یاری می نماید. وی استاد رهبری و مدیریتسازمانی در دانشگاه هاروارد ، می باشد .

 

 

 

 

 

 

برگردان : علیرضا مکری

 

 

 شخصی از سمت چپ سالن  ، دست خود را بلند می کند. او را نمی شناسید . هنک به او اجازه صحبت می دهد . آن مرد می گوید :" خانم کبری ریسک گریززاده به نکات ظریفی اشاره نمودند . در چنین جلساتی از به چه منظوری می خواهید  تا دست خود را بلند می کنند ؟ برای پرسش سوال یا هدفی دیگر ؟
 
 

وی چهره ای عبوس دارد و لحن کلامش دوستانه به نظر نمی آید . دو نفری هم که در طرفین وی نشسته اند نیز همین حالت را دارند. چرا ؟ آیا مساله آنها فقط رفتن به خانه است ؟ آیا آنها نیز نظیر خانم همه چی آرام زاده و کبری خانم  از طرح خوششان نمی آید ؟ آیا آنها چنین می اندیشند که انجام یک نظر سنجی سریع ، پس از آن ارائه انتقادات منفی انها می تواند کفه افکار عمومی را به میزان پنجاه و یک درصد ، بر علیه طرح سنگین نماید ؟

 
 

هنگامی که خانم ملیحه بادی به هر جهت فر، دست خود را بلند می کند ، تلاش می کنید که از روی چهره آنها بخوانید که چه در سرشان می گذرد ؟

 

دقیقاً پیش از آغاز به کار جلسه ، خانم ملیحه بادی به هر جهت فر ، نزد شما آمده بود و گفته بود که چقدر طرحتان  شگفت انگیز و عالی است . تمجیدهای وی اندر مناقب و محسنات طرح چنان به درازا انجامید ، که شما با با پوزش خواهی مودبانه ، سخنان وی را قطع نمودید تا بتوانید یادداشت های پیش از دستورتان را مرور نمایید .

 

اتفاق خجسته ای بود .  با این حساب ، وی هر زمان که طرح به دفاع  نیاز داشت ، قطعاً  می بایست ستایشی جانانه ازآن می نمود.

ایجاد بازاری داغ برای ایده تان-بخش سی و هشتم

 


نویسنده: لورن وایتهد و دکتر جان پی. کاتر

مدیر ارشد نوآوری  شرکت Kotter International  سازمانی که رهبران سازمان هارادر امر تسریع  پیاده سازی واجرای راهبردها یاری می نماید. وی استاد رهبری و مدیریتسازمانی در دانشگاه هاروارد ، می باشد .

 

 

 

 

 

 

برگردان : علیرضا مکری

هنک به کبری خانم چنین پاسخ می دهد :"خانم ، ریسک گریز زاده ؛ راست می گویید .  نه تا کنون وقت نکرده ایم که به تمامی جزیئات بپردازیم و نه  حتّی الان ، چنین فرصتی را در اختیار داریم ؛ چرا که برای پیش برد این طرح ، ابتدا نیازمند تصویب کلیات آن هستیم . امّا شک ندارم که به کلیه دغدغه های سر کار عالی به مرور زمان پرداخته خواهد شد ." برای چند لحظه مکث می نماید تا به یادداشت هایش نگاهی بیاندازد .

"قبول دارم که  درست همین الان نمی توانم تضمین صد در صدی دهم . امّا امیدوارم که این نکته را فراموش نکنیم که فرصت های شگرف و نوآورانه هر روز در خانه ما را نخواهد زد . آیا ایده های خوب همیشه در ابتدای کار پیش از این که برکات فراوان خود را به منصه ظهور برساند ،پرسش هاو شبهات فراوانی را برنیانگیخته اند ؟ دراین که در ادامه مسیر  ، ما باید به خوبی از پس جزئیات کار برآییم ، هیچ تردیدی وجود ندارد  . البته،امیدوارم که شما نیز به نوبه خود  ، ما در انجام این مهم ، یاری نمایید ."

 

کبری خانم نگاهی به دورتادور سالن می اندازد،حدس می زنید که در صدد یارگیری و جلب حمایت است . وی زیاد دوست ندارد یک نفره حمله کند-چرا که او ریسک گریز است- و وقتی می بیند که نظرات و انتقاداتش استقبال زیادی را به همراه ندارد ، دیگر چیزی نمی گوید .

ایجاد بازاری داغ برای ایده تان-بخش سی و هفتم

 

نویسنده: لورن وایتهد و دکتر جان پی. کاتر

مدیر ارشد نوآوری  شرکتKotter International  سازمانی که رهبران سازمان هارادر امر تسریع  پیاده سازی واجرای راهبردها یاری می نماید. وی استاد رهبری و مدیریتسازمانی در دانشگاه هاروارد ، می باشد .

 

 

 

 

برگردان : علیرضا مکری

"چگونه از این که رایانه ها ، مرجوعی کارخانه نیستند ، اطمینان حاصل می کنید ؟ آیا دستور العمل و فرایندی را برای بررسی هر رایانه ای که وارد می شود ، پیش بینی نموده اید ؟ و کِی این کار را انجام داده اید ؟ با صرف چه هزینه ای ؟ هزینه های نامشهود و ضمنی را چه می کنید ؟"

در پستوی ذهنتان ، به صورت نه چندان واضح ، چیزهایی را به یاد می آورید.هنک به این رفتار "حمله ، در مورد این چطور؟ در مورد آن چطور؟ در مورد فلان چطور ؟ "  نام نهاده بود .

وی هشدار داده بود که این گونه حملات را با جان کندن می توان دفع نمود . افراد می توانند تا ابد از حربه  " در مورد این چطور" علیه تان استفاده نمایند .

اگرشما با صبوری و شکیبایی به هر یک از این سوالات بی سر وتهی که ممکن است هیچ پاسخ منطقی برایشان وجود نداشته باشد ، پاسخ دهید ، این ذهنیّت  در افکار عموم  نقش خواهد بست که پیامدهای ناگوار زیادی بر طرحتان مترتب است که به نوبه خود موجب خواهد شد ریسک اجرای آن به میزان غیر قابل قبولی ، بالا به نظر آید .

به آرامی ، هنک چنین شروع می کند ،"سرکار خانم ریسک گریز زاده ، ببخشید کلامتان را قطع می نمایم . . . "

 کبری خانم، علی رغم میل باطنیش ، در میان گذاشتن فهرست بی پایانش را با حضار ، متوقف می نماید.